مهم نیست چه کسی بیشتر از همه مرا دوست دارد، مهم نیست چه کسی تو را... مهم آن است که آدم ها همدیگر را آن گونه که خودشان در خلوت و تنهایی خودشان دوست دارند و میگویند" یکی باشد که اینطور و آن طور دوستم داشته باشد." دوست داشته باشند... آن وقت حرف هم را بهتر میفهمند، به درک بهتری از هم میرسند و شاید گاهی از رفاقت ها و دوستی ها که بگذریم به روابطی از نوع دیگر هم برسیم و چیزی تحت عنوان "عشق" را یافتیم.
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
در بن بست هم راه آسمان باز است، پرواز را بیاموز
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
به زندگی عادت نباید کرد، زندگی را باید مزه مزه کرد، چه تلخش که مزهاش طعم شربت سینه میدهد و چه شیرینش که طعمش مزه خوش نارنگی به وقت پاییز را میدهد. به گمانم بدتر از این نیست که آنقدر گرفتار عادات زندگی و روزمرگی بشوی که یادت رفته باشد که "عادت" لذت را از آدمی دریغ میکند. باید آنقدر توان داشت که از هرچه وابستهات کند به تکرار دل کند ودنبال کشف لحظات جدید بدون تکرار لحظات گذشته بود...
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب: خرمالوی,
نویسنده: سام شاکری
برچسب: لنگرودی,
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب: الاکلنگ,
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
حرف های آدم ها در لحظه معنا و مفهوم پیدا میکنند، که اگر حرفی زدی و فردایش بخواهی پسش بگیری انگار که آبی ریخته باشد را بخواهی از روی زمین جمع کنی... نمیشود آدم ها را ناراحت کرد، رنجاندشان و بعد هم منکر همه چیز شد...حال آدم ها در لحظه معنا و مفهوم دارد که اگر از لحظه اش گذشت هرچه بود ونبود را سخت میشود فراموش کرد و گذشت و گذر کرد...
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب: ناراحتی,
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
اعتقاد دارم به تعداد آدم های روی زمین سرنوشت برای تک تک آدم ها وجود داره.این که کدوم یکی رو انتخاب کنی با تو هست.از هرانسانی هم فقط یک نفر وجود داره پس نسخه یکسان پیچیدن واسه آدما مسخره ترین کاری هست که یه انسان میتونه بهش متوسل بشه.هر اتفاق یکسانی تو زندگی هرشخصی منجر به نتیجه یکسان نخواهد شد.اگراینجوری بود سنگ رو سنگ بند نمیشد و تعداد آدم های عاقل رو زمین هم بیشتر بود.
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
وقتی قرار است آخر قهرت آشتی باشد، وقتی قرار است آخر ناراحتیت با خوبی و خوشی باشد پس باید تمام تلاشن آن باشد که مسلط باشی به خودت، با احترام کامل رفتار کنی و حرف هایی از دهانت بیرون نیاید که به عقب برگردی و بخواهی بگویی معذرت میخواهم...باید مراقب کلمات بود، مراقب دنیای آدم ها، مراقب احساساتشان تا یک روز چشم باز نکنی و خودت را میان یک عالم حس منفی ببینی که تمامشان حاصل رفتارهای نابجای خودت بوده است..
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
اگرخیلی بخوایم دنبال معنی و هدف زندگی بگردیم راه به جایی نمی بریم و تهش به سرابی بیش نمی رسیم.زندگی رو فقط باید به عنوان یک واژه که از دید هرکس معناش متفاوت هست پذیرفت شایدم به عنوان یک اصل پذیرفتش و نه یک قضیه که میشه ثابتش کرد...
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
یک جا هست در زندگی که فکرت به بن بست خورده است، دیواری بلند که تمام نردبان های عالم هم نتواند چاره کار بشود که بتوانی پشت دیوار را لااقل نیم نگاهی کنی، یک نگاه به پشت سرت کافیست بدانی مسیری که آمده بودی اشتباه بوده، آنقدر زود متوجهش شده ای که کافیست چندقدم فکرت را به عقب برگردانی، در مسیر قرارش بدهی و تمام، خیالت راحت بشود که بن بستی نیست و اکنون در راهی روبه جلو ذر مسیری باز قدم میزنی.
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب: کوچولوی,
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری